شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
96
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
جمع كرد و سعى نمود تا اصحاب رسول خدا و تابعان و فرزندانشان را كه در دسترس بودند گرد آورد و در آنجا ضمن خطبهاى طولانى بسيارى از فضايل را كه پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء على بن ابى طالب عليه السّلام فرموده بودند يادآور شدند و از حاضران نسبت به آنان اعتراف گرفتند . اين عمل به آن علت انجام شد كه آن بزرگوار خود در مقدمهء خطبهاش يادآور شدند : « اما بعد فان هذه الطاغية قد صنع بنا و بشيعتنا ما قد علمتم و رأيتم و شهدتم و بلغكم و انى اريد ان اسألكم عن اشياء فان صدقت فصدقونى و ان كذبت فكذبونى اسمعوا مقالتى و اكتموا قولى ثم ارجعوا الى أمصاركم و قبائلكم من آمنتموه و وثقتم به فادعوه الى ما تعلمون فانى أخاف ان يندرس الحق و يذهب و اللّه متم نوره و لو كره الكافرون « 1 » . اين معاويهء طاغى و متجاوز ، نسبت به ما و شيعيان ما انجام داد آنچه شما مىدانيد و خود ديديد و مشاهده كرديد و يا به اطلاع شما رسيده است ، و من اكنون مىخواهم از شما مسائلى را بپرسم . اگر راست گفتم مرا تصديق كنيد و اگر خلاف بود تكذيبم نماييد . ( اى مردم ) سخنان مرا بشنويد و مطالب مرا پنهان داريد و آنگاه كه به شهرها و قبيلههاى خود بازگشتيد هر كه را به او ايمان داريد و مورد اعتماد شماست به سوى اين حقايق كه مىدانيد دعوت كنيد ، زيرا ( اگر اينها گفته نشود ) مىترسم كه دين خدا محو گردد و نابود شود ، خدا نور خود را به پايان مىرساند اگر چه كفار نخواهند و كراهت داشته باشند » . در اين گفتار امام حسين عليه السّلام چنان از وضع خاص اجتماع از نظر اسلامى اظهار نگرانى مىكند كه مىفرمايند ، مىترسم حق يكباره محو گردد و نابود شود . آرى ، اين بود شرايط تلخ و ناگوارى كه تا پايان حكومت معاويه بر امت حكمفرما بود .
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 1 ، ص 210 .